خرید بک لینک

تقدیم به خالق سه نقطه هایم

جنون بود و نگاهی سردو دستانی که در بی انتهای خشمبه دیوار بلند عشق می کوبید

هوای عاطفه این روزها سرد است

دلم تنها ترین تنهای این شبهای پر درد است

در این هنگامه ی حسرت

تو می ایی پر از لبخند

و من در امتداد واژه های مانده در ذهنم

ترا با نقطه هایی از خدا فریاد خواهم زد

تو که زیباترین گلواژه ی شعری

وچشمانت

پر از فریاد احساس است

تو میخندی و لبخندت امید زندگی را در درونم زنده خواهد کرد

صدایت رویش زیباترین گلهای امید است

دلم را می سپارم دست احساست

وچشمانم برایت از بهاری سبز

و رویایی خیال انگیز

چه اسان قصه می گوید

چه بی اندازه احساسم ...

ز رویای تو سرشار است

وچشمانم به یادت

تا سحر بیدار بیدار است.

تو زیباتر زهر زیبا دو دستت را

به خلوتگاه دستان غریبم میسپاری و

مرا الهامی از احساس میخوانی

و میدانم که میدانی

درست اندازه ی گلهای باران خورده ی اردیبهشتی دوستت دارم

به چشمان تو محتاجم

به حتی بوسه ای از کنج آن لبهای پر احساس

به بوی بوته ای از یاس

که تو هر صبح از ان شاخه ای امید میچینی

به خلوتگاه دستان تو محتاجم

تو باشی زندگی زیباست

و دستانت مراتا انتهای عشق خواهد برد

بمان با من

بمان در خلوت خاموش اغوشم

بخوان از عشق در گوشم

بگو در بطن اشعارت

همیشه دوستم داری

همیشه دوستم داری...

نتیجه تصویری برای مینویسم

سکوت میکنم به حرمت تمام حرفهایی که،نگفته در بطن خیالم دفن شد

و

به حرمت تمام واژه هایی که بی تواز دریچه ی ذهنم گذشت

چقدر دلگیرند ثانیه های بی حضورت

و چه تلخ است که باشم اما بی تو

نفس کشیدن در هوای نبودنت

تداعی مرگ است در شریان زمان

توکیستی که اینچنین

ندیده تمام دنیای من شده ای

با خیالت حرف میزنم

برایت شعر میخوانم

و تو از دور بر سکوت مبهم واژه های ناگفته ام لبخند میزنی

چقدر خوشبختم این روزها که حس بودنت سکوت مرگبار لحظه هایم را

به شیرینترین سکوتی ارام مبدل ساخته

کاش روزی حرم نفسهای تبدارت را روی حریر گونه هایم حس کنم

ودست در دست مهربانت

نگاه بهاریت را به تماشا بنشینم

کاش همیشه باشی......

الهام...

نوشته شده در شنبه هفتم اسفند ۱۳۹۵ساعت 17:15 توسط الهام | |

برچسب: نویسنده: آیلین صادقی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 9:11

صفحه بندی